مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

13

ميراث حديث شيعه

پس از احاطه بر كتب متداول ومشهور ، به جستجوىاصول معتبر دور افتاده‌اى پرداختم كه زمانهاى متمادى يا به علت استيلاى پادشاهان غير شيعي وائمّهء ضلال ، ويا به سبب رواج علوم باطل بين جوانان ، ويا به واسطهء بىاعتنايى جماعتى از متأخّران ، متروك ومهجور شده‌بودند . نظر به اين جهات ، مدتي با نهايت كوشش ، آن أصول معتبر مهجور را از شرق‌و غرب‌بلاد به‌دست‌آوردم . دراين‌كار ، گروهىاز يارانْ كمك‌مىكردندو جهت يافتن آنها به هر سوى مىشتافتند تا به فضل خدا ، مقدار زيادى أصول معتبر كه مورد اعتماد علما ومورد رجوع فضلا در اعصار گذشته بوده‌اند ، نزد من جمع شد وتا آنجا كه‌توانايى داشتم ، در ترويج‌و تصحيح وتنسيق وتنقيح آنها كوشيدم وبه سبب اينكه زمانه در غايتِ فساد است وأكثر مردم به راهى غير راه مستقيم مىروند وبيم آن داشتم كه آنچه جمع شده‌است ، باز پراكنده گردد ، به ترتيب ، به نظم وجمع‌آورى آنها مشغول گرديدم‌و حاصل‌زحمات خود را در كتابىگرد آوردم‌كه در ميان‌مؤلّفات‌و مصنّفات قوم ، بي مثل ومانند است وفوايد تازهء اين كتاب ، آن است كه آنچه أصحاب ما - رضوان اللَّه عليهم - در تأليفات خود ، اهمال كرده‌اند ، من جبران كردم ودر نتيجة ، مشتمل بر أنواع علوم وحكمتها واسرار است وخواننده را از جميع كتب اخبار ، بي نياز كرده‌است . « 1 » خلاصه مىتوان گفت كه مجلسي با تدوين « بحار الأنوار » كتابي مرجع براي مكتب تشيّع فرآهم ساخت كه تا روز رستاخيز ، چشمه‌اى جوشان خواهد ماند . همين ويژگىها سبب شد كه آثار علّامه وبويژه « بحار الأنوار » ، مورد توجّه پژوهشگران قرار گيرد . اين اهتمام از سالهاى نخست رحلت مجلسي مشهود است وسيدمحمد بن أحمد بن حسين لاهيجى ، كتاب « فهرست الكتب المأخوذ منها البحار » را در سال 1127 ق ، تأليف كرد . « 2 » نخستين ترجمه از جلد اوّل « بحار » هم در سال 1191 ق ، انجام شد « 3 » با گذشت زمان ، اين اهتمام علمي ، گسترش وتعميق يافت ، تا

--> ( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 3 ( گزينش وترجمه ) . ( 2 ) . مجلّهء مشكاة ، ش 29 ، ص 159 . ( 3 ) . الذريعة إلى تصانيف الشيعة ، ج 3 ، ص 18 .